|
(((پیشنهاد بی شرمانه)))
((برای لینک دراین وبلاگ داشتن شخصیت سالم وتحصیلات تکمیلی الزامی ست))
|
فتحی: گاهی یه خنده از زهر تلخ تره و گاهی یه اخم از عسل شیرین تر...
خلاصه زمستونم تموم شد ... از خدا ممنونم که اجازه داد در زندگیم تجربه ی یه عشق ناب رو داشته باشم... چیزی که همیشه جاش در زندگیم خالی بود ... از خداوند ممنونم که تا نهایت توانم از عشق به پاکی و عزت یاد کردم ... و همیشه کرنش قلبمو با یاد عشق به جریان انداختم... از خدا ممنونم که درد من درد عاشقی بود و نذر من برای عشق خرج میشد... از خدا ممنونم که به سرم منت گذاشت و واژه های عاشقی رو در پنجه های من اسیر کرد...
یه زمانی این وبلاگ ساعت۴عصر هر چهارشنبه به روز میشد... و یکی از پربازدید کننده ترین وبلاگهای شخصی بود...
دیگه نمینویسم... ولی اگر قرار باشه روزی بنویسم... در همین جا و راس ساعت۴ یکی از چهارشنبه های خدا خواهد بود...
حالا بعداز این چهارسال من یه گنجینه ی زیبا دارم ... گنجینه ای که میتونه هر سینه ی عاشقی رو به لرزه دربیاره ... قسمت ما هم قسمت خشکیده ی این باغ زیبا بود ... و من با تمام وجودم نه به قسمت خشکیده بلکه به این باغ وسیع فکر میکردم...
گذشته ها گذشته... و حالا من یه گنجینه ی زیبا بنام((پیشنهاد بی رحمانه))همراه خودم دارم... و قسمت خشکیده این باغ یه((نفرین))همراه خودش داره...
درقسمت کامنتها همیشه همراه دوستان هستم ... و افتخار میکنم بهترین افراد مجموعه ی مجازی دوستان من هستند...
بچه ها از همتون ممنونم
((برو...دیگه اینجا خبری نیست...دیگه کسی برات نمی نویسه [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 15:14 ] [ علیرضافتحی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |